تاريخ : دوشنبه دوم تیر 1393 | 12:39 | نویسنده : وفا
http://up6.ir/4GW6



تاريخ : دوشنبه دوم تیر 1393 | 12:37 | نویسنده : وفا
ناصر



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 0:11 | نویسنده : وفا



تاريخ : شنبه یازدهم آبان 1392 | 0:9 | نویسنده : وفا

اول "الف" مثال "ابالفضل"، "آسمان"

"با" مثل بانوان حرم، مثل بی کفن

"تا" مثل تاولی که زده پای کودکان

"ث" ثار اله ست و ثریای عاشقی


برچسب‌ها: شعر, كربلا, عاشورا, امام حسين, محرم

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سوم آبان 1392 | 21:0 | نویسنده : وفا
اصلا اگر نبود.

اگر كسي نميگفت.

اگر در تاريخ چنين جمله اي ثبت نشده بود.

آيا ولايتش اثبات نمي شد؟

به نظرم اين اشتباه است! اشتباه است كه در ذهن جامعه ما تنها از غدير اين جمله ثبت و ضبط شده است.

من كنت مولاه فعلي مولاه، يكي از ده ها اشارات مستقيم به ولايت فرزند ابوطالب است،

غير مستقيمش به كنار كه: الكنايه ابلغ من التصريح

نگاهي اگر به آن خطابه سراپا نور بيندازيم عمرمان را هدر نداده ايم!

خطابه اي كه اصل و محتواي واقعي اش فضائل مولي الموحدين از زبان اشرف مخلوقات است/

مي خواني و لذت مي بري و افسوس ميخوري!!

لذت از اوصاف بلند و خدايي حبل الله المتين و افسوس از تنهايي و غربت اميرالمومنين!

مگر نگفت رسولش كه بعداز من علي فرماندار شماست(در همان خطبه)؟؟

مگر نگفت علي و قرآن هرگز از هم جدا نشوند(در همان خطبه)؟؟

مگر نگفت علي و نسلش مفسران قرآن و منجي بشريت اند(در همان خطبه)؟؟

مگر نگفت هركس ازعلي جداشود وچشم ازعلي برداردمورد غضب من وخداي من قرارميگيرد(در همان خطبه)؟؟

مگر نگفت همه با علي بيعت كنند ولو با زبان تا خدا را خشنود سازند(در همان خطبه)؟؟

مگر نگفت كسي كه دستش در دست من است امام بعد از من و پيروي از او واجب است(در همان خطبه)؟؟

و ده ها گفتني مستقيم و غير مستقيم در باب ولايت و حكومت يك نفر بر مردم به اذن خدا و آن هم علي...

پس چرا نمي گوييم به نسلمان؟

به نوجوانان و جوانانمان! تا بدانند راه علي يقيني و قطعي است نه شعاري و احساسي!

من و شماييم كه علي را در جايگاه خدايي اش مينشانيم و يا در مسلخ قطعه قطعه ميكنيم.

پس ساده نگيريم رسالت تبليغ و روشنگري راهش را كه آه فاطمه خانمان سوز است.

والسلام/


برچسب‌ها: دلنوشته, مقاله غدير

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 | 8:11 | نویسنده : وفا
مريد پير مغانم زمن مرنج اي شيخ

چرا كه وعده تو دادي و او اجابت كرد...

در تفسير اين شعر دو نگاه وجود داره.

1- اينكه منظور از پير مغان حضرت علي عليه السلام و منظور از شيخ حضرت آدم عليه السلام هست.

و تاويل شعر اينطور ميشه كه:

مريد علي (عليه السلام) هستم زمن مرنج اي آدم...

چرا كه وعده تو دادي(تو قرار بود از گندم بهشتي نخوري ولي) او اجابت كرد...

علي كسي شد كه لب به گندم نزد و با نان جو مانوس شد.

2- اينكه منظور از پير مغان حضرت اباعبدلله الحسين عليه السلام و منظور از شيخ حضرت ابراهيم هست.

و تاويل شعر اينطور ميشه كه:

مريد حسيــن (عليه السلام) هستم زمن مرنج اي ابراهيــم

چرا كه وعده تو دادي(تو قرار بود فرزندت رو ذبح كني و امتحان الهي رو پاسخگو باشي و در مقابل

ذبح فرزندت صبــر كني) ولي او اجابت كرد...

حسين فاطمه در مقابل چشمانش ديد كه پاره تنش پرپر ميزنه و جسم مطهر علي اكبرش اربا اربا شده

و در مقابل اين امتحان و فاجعه فرمود: رضا برضاك...

عرفه تان پر ثمر باد/

التماس دعا.



برچسب‌ها: دلنوشته, شعر

تاريخ : پنجشنبه یازدهم مهر 1392 | 11:42 | نویسنده : وفا

دخترها و پسرها به دنبال ايده آل نباشند.

در امر ازدواج هيچ كس ايده آل نيست. انسان نمي تواند ايده آل خود را پيدا كند.

بايند بسازند و زندگي كنند، خداوند ان شاالله زندگي را شيرين خواهد كرد و به آن ها بركت خواهد داد.

آدم اول كه نگاه مي كند همه اش حسن است، بعد كه وارد مي شود اخلاقياتي است،

نقايص و كمبودهايي هست.

ضعف هايي وجود دارد كه به تدريج در يكديگر كشف مي كنند. اين ها نبايد موجب سردي بشود،

بايد با كمبودها ساخت.

چون بالاخره مرد ايده آل بي عيب و زن ايده آل بي عيب در هيچ كجاي عالم پيدا نمي شود.



برچسب‌ها: افق روشن

تاريخ : سه شنبه نهم مهر 1392 | 23:6 | نویسنده : وفا
اي كاش براي ما دعا بنويسند

يك تذكره كرب و بلا بنويسند

ما حج كه نرفته ايم، اما كافي است

يك مرتبه حج فقرا بنويسند

آقا به ملازمان بگو نامم را

يك گوشه ايوان طلا بنويسند

ما شيعه كه نه، ولي شما راضي شو

ما را ز محبين شما بنويسند

گفتم كه پس از مردن  من جاي دعا

روي كفنم رضا رضا بنويسند



برچسب‌ها: شعر

تاريخ : پنجشنبه هفتم شهریور 1392 | 15:26 | نویسنده : وفا

گرچه باور نميكنم اما

عازم مشهدم خدا را شكر

مردم آقاي مهربانم باز

راه داده مرا خدا را شكر...

دعا گوي همه شما عزيزان هستم.

يــاعلي.



تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 23:31 | نویسنده : وفا
علي، محبوب قلبم!

مهربان ارباب!

چشمه ي رحمت خدا!

چگونه وصفت را در دل مرور كنم كه تو شاهراه رسيدن به نامحدودي!

علي، اي ذكرت، يادت، مرور زندگي ات آرام بخش هر دل شفافي!

چگونه مدحت را نمايم؟

چگونه از تو سخن به ميان بياورم كه زبانم به گناه! قلبم به معصيت و فكرم به عصيان خدا مشغول است!

ميخاهم از تو بگويم، ميخاهم نامت را در همه جا بياورم و فرياد ياعلي ام را به جهانيان برسانم

ولي چه كنم كه ريا، اين شرك خفي و خانمان سوز همه وجودم را گرفته و سد صعودم گرديده!

آقاي خوبي ها!

رسيدن به گرد پاي قنبرت آرماني است براي من كه تنها تو ميتواني توفيقش را امضا نمايي!

من فروشنده ام،

فروشنده ي اين وجود ناقابل! و چه خوش است كه از بازار من سايه ي نوراني تو عبور نمايد.

نه!

نميگويم من را بخر، كه ضايعاتي چون من در شان آن وجود ذي جود صاحب شوكتي چون تو نمي باشد.

تنها ميگويم لطف چشمانت را از من بي سر و پا دريغ نكن كه آن كرشمه نگاه قلوب متحيري را

به سامان رسانده و به اوج كشانده!

حضرت ولي الله، آقاي نازنينم!

سنگيني قلبم را با نوشته اي كوتاه به درگاهت به تسكين رساندم و دل را آرام كردم، و كدام معجزه از اين بالاتر!

و جمله آخرم:

وقف را نشايد كه تغيير كاربري داد و من، قبل از خلقت وقف زاده ي بنت اسد بودم/ ديگر خود داني...




برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : یکشنبه سوم شهریور 1392 | 0:40 | نویسنده : وفا
مشهد جاي همتون خالي بود!

لحظاتي ناب در كنار ارباب!

و به اين قرب معنوي مي افزود پاي درس خالصان درگاه الهي زانو زدن!

آيه الله بنابي بود كه درسش آسايه اي شد برايمان در سايه خورشيد تابان خراسان!

او گفت و گفت، دلها را مصفا كرد تا رسيد به داستاني از عالم مشهدي.

داستان را به زبان ساده ميگويم و درك عمق عنايت را به خودتان مي سپارم/

البته دست ها و زبان الكن من كجا و نفس آن پير بناب كجا؟!!

گفت: عالمي از مشهد براي خودم نقل كرد روزي در صحن گوهرشاد بودم كه نگاهم به درب ورودي حرم افتاد

و با خودم گفتم واقعا خود امام رضا جواب اين همه زائر را ميدهد و از آنها پذيرايي ميكند؟

يا اين كه "ملائكه المقربين في هذه البقعه المباركه" هم در استقبال از زوار نقش دارند؟!

اين فكر به ذهنم خطور كرد، به زيارت رفتم و برگشتم و خوابيدم!

در عالم خواب ديدم در همان مكان ايستاده ام، وقتي دقت كردم سيدي نوراني را ديدم كه كنار درب ورودي

صحن گوهرشاد ايستاده و به يك يك زوار خوش آمد مي گويد و به آنها پاكتي ميدهد!

قلبا مطمئن شدم كه خود امام رضاست!

 جلو رفتم تا رسيدم به آقا! آقا من را در آغوش گرفتند و خوشآمد گفتند و در ادامه دستي به شانه ي

من زدند و فرمودند: آشيخ حسين! اين مردم براي زيارت ملائكه اينجا نيامدند! اين مردم آمدند تا من را زيارت كنند

و به يك يكشان خودم خوش آمد ميگويم!!

و بعد دست كردند درون كيسه كنارشان و پاكتي را به من دادند. من همان جا از روي كنجكاوي پاكت را باز كردم

ديدم كاغذي درون پاكت هست كه رويش نوشته:"هذا امان من النار"!

خوش حال شدم، خواستم خداحافظي كنم وبه داخل بروم كه آقا دوباره صدايم زدند و پاكت ديگري رابه من دادند!

آن پاكت را هم همانجا باز كردم ديدم  16 عدد از همان امان نامه ها در پاكت موجود است!

از آقا پرسيدم اين ها براي كيست؟

فرمودند براي كسانيست كه ديروز در حرم اسمشان را بردي!!

از خواب پريدم، خيس از عرق بودم و قلبم به شدت مي تپيد! ديروزم را مرور كردم و ديدم دقيقا اسم

16نفر از دوستان و آشنايانم را برده بودم!!


حال اين شما و اين صحن با صفاي امام رئوف(عليه السلام)


برچسب‌ها: دلنوشته, حكايات

تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392 | 1:4 | نویسنده : وفا
 بحث حجاب بحثيه كه تو مذهب ما خيلي بر اون تاكيد شده ولي متاسفانه به دلايلي حكمت و فلسفه اون

براي مردم بيان نشده و اين خودش يكي از مهم ترين علت هاييه كه ميتونه مانع ترويج اين حكم ضروري دين بشه.

لذا در اين فرصت ميخام اگه خدا توفيق بده به چندتا از سئوالاي اساسي كه توذهن خيليا مخصوصا جوونا

وجود داره بپردازم و در حد امكان در رفع سئوال و شبهه افراد تو اين مساله نقشي داشته باشم.

اميدوارم مفيد واقع بشه.

سئوالايي از قبيل:

1- اصلا چرا حجاب؟

2- حد و حدود حجاب از ديدگاه اسلام؟

3- چرا حجاب فقط براي خانوما؟

4- چرا اينقدر سخت گيري؟

5- چرا چادر؟!                                                            {بقيه در ادامه مطالب}

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



برچسب‌ها: دلنوشته, مقاله حجاب

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 | 12:41 | نویسنده : وفا
در جوار بارگاه مقدس ثامن الائمه حضرت علی ابن موسی الرضا(علیه السلام) دعا گوی شما هستم.

این هم نگاه دیگری از دین که امروزه افراد به اصطلاح روشنفکر تو بوق و کرنا میکنن!

قال علی علیه السلام:

لا تقسروا اولادکم علی آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم.

"فرزندانتان را وادار نکنید که همچون شما رفتار کنند

زیرا آنان برای روزگاری متفاوت با روزگار شما آفریده شده اند."

انشاالله توضیح و تبیین روایت در فرصت بعدی/


برچسب‌ها: روایات

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 | 12:16 | نویسنده : وفا
در این قسمت تنها دو دستور از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رو برای عزیزان میگذارم

تا نقضی باشه بر مدعیانی که دین اسلام رو دین خشونت میدونن و به همین بهونه ملیون ها

مسلمان رو در سرتا سر جهان به خاک و خون میکشن!:

دستورات پیامبر قبل از شروع جنگ ها در رابطه با برخورد با دشمنان:

1- لا تغلوا: خیانت نکنید.

2- لا تمثلوا: مثله نکنید.

3- لا تغدروا: پیمان شکنی نکنید.

4- لا تقتلوا شیخا فانیا و لا صبیا و لا امراه: پیرمرد و بچه و زن را نکشید.

5- و لا تقطعوا شجرا الا ان تضطروا الیها: درختی را قطع نکنید الا زمانی که مجبور شوید.

دستورات پیامبر در رابطه با برخورد با چهار پایان:

1- یبدا بعلفها اذا نزل: زمانی که ایستادی اول علف حیوان را بده/

2- یعرض علیها الماء اذا مر به: هنگامی که به آب رسیدی آب را به او عرضه کن/

3- و لا یضرب وجهها فانها تسبح بحمد ربها: به صورتش ضربه نزن چرا که با صورتش تسبیح خدا را می گوید/

4- ولا یقف علی ظهرها الا فی سبیل الله: فقط در راه خدا بر پشتش سوار شو/

5- و لا یحملها فوق طاقتها: بیش از حد طاقتش بر او بار سوار مکن/

6- و لا یکلفها من المشی الا ما تطیق: بیش از حد طاقتش او را راه مبر!

این ها تنها بخش کوچکی از دستورات دین اسلام است که نشان دهنده

چگونگی این دین می باشد!

فقط کافی است به نوع برخور دشمنان اسلام با مسلمانان در سراسر جهان نگاه کنیدآنوقت

قضاوت در این که کدام مسلک وحشیگری و خیانت و

خشونت را سرلوحه خود قرار داده است بـــا شمـــــا...


برچسب‌ها: روایات, دلنوشته

تاريخ : شنبه پانزدهم تیر 1392 | 19:59 | نویسنده : وفا
راستشو بخوايد از سه روز پيش تا الان چند نفر باهام تماس گرفتن و از مشكلات خاطر خواهي

و عشق و عاشقي اطرافيانشون برام گفتن!از اون دختر خانمي كه دوست صميميش به خاطر

تجاوز پسر خاطر خواهش(!!!) دست به خودكشي زده و پريروز دفنش كردن!

تا دانيال كه ميگفت يكي از بستگانشون با شكست عشقي مواجه شده و الان توي خونه خودشو حبس كرده!!

واقعا چـــــرا؟؟!!!

چرا بايد توي اين عصر و زمونه آمار اين اتفاقات بالا بره؟

چرا بايد يه جوون مسلمان شيعه با اين مشكلات روبه رو بشه؟؟

چرا نبايد اين اتفاقاتي كه بارها و بارها افتاده مايه عبرت و تجربه ماها بشه؟؟

چرا نقش دين و نگاه دين (اونهم دين اسلام كه كاملترين دين هاست!) تو اين موضوع مجهوله؟!

.... و به نظرم مهمترين عامل و اصلي ترين علت براي اين شكست هاي به اصطلاح عشقي

همين در حاشيه قرار گرفتن نگاه ديني به مسئله ازدواجه!

يعني با كمال اطمينان ميگم صدي نودونه درصد افرادي كه با ملاك ها و معيار ها و در كل از راه دين

براي امر ازدواج اقدام كردن تونستن زندگي آرام بخشي رو تشكيل بدن و از زندگي شون راضي ان!

چرا؟! چون اين دين دينيه كه فكر همه جاشو كرده و براي همه مراحل نظر داده!

چون اين دين دينيه كه وعده به كمك الهي در امر ازدواج رو داده!

چون اين دين دينيه كه سكوي پرتاب بني آدم به مقام قرب الهيه!

مگه ميشه براي امري به اين مهميه و سرنوشت ساز راه و كار و چاله چوله ها رو رصد نكرده باشه

و به انسان نرسونده باشه!

پس شما رو به حضرت عبــاس بياين يه سر سوزن به اين مذهب و اين راه با اعتقاد نگاه كنيم

و صرف قشنگي ظاهري ايده ها و نظرهاي غربيا دنبال رابطه قبل از ازدواج و دوستي هاي نامشروع

و مدل هاي غير اسلامي نريم كه نتيجه رفتار و كردارمون خودم كردم كه لعنت بر خودم باد نشه!!!

(البته سعي ميكنم تو مراحل بعدي نگاه و ملاك هاي دين رو تو مسئله ازدواج خدمتتون عرض كنم!)



برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : یکشنبه نهم تیر 1392 | 10:47 | نویسنده : وفا
چند وقت پيش با دانش آموزاي تهراني يه سفر رفتيم همدان و از جاهاي مختلفي ديدن كرديم.

يكي از جاهايي كه رفتيم موزه اي بود كه پر بود از انواع و اقسام حيوانات خشك شده!

از پروانه گرفته تا اسكلت نهنگ!

جداي از درست يا غلط بودن اين كارا، موزه ي عبرت آموزيه؛

اما چيزي كه باعث تاسف مي شد اين بود كه وقتي به غرفه ي آبزيان رسيديم

من اشاره اي به خرچنگ تو آكواريوم كردم و پرسيدم: بچه ها خرچنگ حلاله يا حروم؟

با كمال تعجب جواب دادن: حلـــال!!!!

و وقتي پرسيدم چرا؟! اكثرا گفتن چون تو خونه ما...تو محله ما.... تو فلان رستوران...و....

به ذهنم رسيد چرا بايد اين بحث لقمه حلال كه اينقدر مهمه به اين راحتي از زندگي ما مسلمونا خارج بشه

و با ندونم كاري آينده خودمون و بچه هامونو خراب كنيم؟

مگه اين نيست كه لقمه حروم تا چند نسل اثر منفي خودشو ميذاره؟

(البته ابن جمله ميتونه هم شامل لقمه اي باشه كه از راه حروم در مياد هم لقمه اي كه از اصل حرومه)

پس نتيجه گرفتم به اندازه وظيفه خودم تو آگاهي رفقا و مسلمونا نقش داشته باشم.

لذا با يه تقسيم بندي كوچولو و ساده حكم حلال يا حروم بودن انواع حيوانات رو تقديم مي كنم:

حيوانات:

1) پستانداران: اگه سم داشته باشن حلالن و اگه سم نداشته باشن حروم!(به غير از گراز و خوك)

2) پرندگان: با دو شرط حلالن: 1- تند بال بزنن   2- منقارشون صاف باشه

3) خزندگان: همشون حرومن

4) حشرات: به غير از ملخ همشون حرومن

5) آبزيان: اگه پولك داشته باشن حلالن و الا حرومن(به غير از ملخ دريايي)

با حفظ اين تقسيم بندي، اگه تو جنگل هاي آمازون هم بريم و يه حيوون ناشناس رو ببينيم

ميتونيم بفهميم از نظر اسلام حلاله يا حروم!

خدايي حفظ كردن و عمل كردن بهش نمي ارزه؟؟!!


برچسب‌ها: احكام شرعي, دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر 1392 | 17:28 | نویسنده : وفا

سلام/

شرمنده تا حالا كه مسافرت بودم،

الان هم كه اومدم ايام امتحانيمه!

ولي سعي ميكنم اولين فرصت به روز بشم!

يا علي.



تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد 1392 | 9:46 | نویسنده : وفا


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : جمعه سوم خرداد 1392 | 0:21 | نویسنده : وفا
تقديم به پدر حقيقيمان امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف):

اي سفر كرده ي موعود بيا

كه دلم در پي تو در به در است

جان ناقابل اين چشم به راه

برگ سبزي به تو روز پدر است...

عيدتان مبارك


برچسب‌ها: شعر

تاريخ : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 | 21:19 | نویسنده : وفا
مرد هم مرداي قديم!!!


همون مردايي كه هواي نفسشونو ترميم كردن و روحشونو اصلاح!

همون مردايي كه ميشد روي مردونگيشون حساب كرد!

همون مردايي كه با غيرتي كه داشتند ميتونستي به راحتي بهشون اعتماد كني!

همون مردايي كه تو روز نوكر بقيه بودن و تو شب معشوق خدا!

همون مردايي كه هيچ وقت تكراري و خسته كننده نميشن!

يـــــــا

همين مردايي كه ظاهر و باطنشون يكي نيست؟

همين مردايي كه فقط به فكر اصلاح صورتشونن اونم از نوع زنونه؟

همين مردايي كه امروز تشنه نگاه ديگران هستن فقط براي ابراز وجود؟

همين مردايي كه فقط اسم مرد رو يدك ميكشن و مايه تاسف مرداي جامعه ان؟

كدومشوووووون؟؟؟!!!!


برچسب‌ها: دلنوشته, خاكريز

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ